به گزارش آژانس خبری ائلین سسی، پشت درهای موسسه بصیر، زندگی با تعریفی کاملاً متفاوت جریان دارد. توی این ساختمان، بچهها با دستهای توانمندشان ساز میزنند و موسیقی کار میکنند؛ نابینایی باعث نمیشود هنر را ترک کنند. کنار موسیقی، کارگاه چرمدوزی هم راه انداختهاند و کیفهای تمیزی میدوزند تا روی پای خودشان بایستند و دستمزد بگیرند. طبقه بالا هم استودیوی صدابرداری است که کتابهای درسی و دانشگاهی را با کمک آدمهای خیرخواه صوتی میکنند تا به دست دانشجوهای نابینا در سراسر کشور برسد.
نخبگان این مجموعه در شطرنج و گلبال مدال دارند و توی دانشگاههای معتبر درس خواندهاند؛ اما با همه اینها، دلشان از خیلی چیزها پر است. مدیران و اعضا در نشست خبری موسسه، از سختیهایشان میگویند.
پیادهروهایی که به دیوار میرسند و بانکهایی که قانون نمیشناسند
پیادهروهای شهر اصلاً برای نابینایان امن نیست؛ شهرداری کفپوشهای زرد مخصوص میگذارد، اما مسیر خیلیهایشان به تیر برق، دیوار یا جوب آب میرسد! از طرف دیگر، برای اینکه موتورها توی پیادهرو نیایند، موانع و میلههای آهنی (استاپر) کار میگذارند؛ یعنی با ناامن کردن مسیر برای نابینایان، میخواهند جلوی موتور را بگیرند! پای یک نابینا به این میلهها گیر کند و زمین بخورد، چه کسی جواب میدهد؟
مشکل فقط پیادهرو نیست؛ بانکها هنوز قانون را رعایت نمیکنند و برای کارهای ساده حساب، از نابینا میخواهند همراه یا «امین» بیاورد و همین باعث تحقیر این افراد میشود.
مهدی پورعلی، مدیرعامل موسسه نابینایان بصیر، در نشست خبری به مناسبت روز عصای سفید، با تأکید بر اینکه نابینایی هرگز پایان توانایی نیست، میگوید: هر انسان فارغ از محدودیتهای جسمی استعدادهایی دارد که باید کشف و شکوفا شود. موسسه بصیر از سال ۱۳۸۸ با ۷ عضو هیئتمدیره آغاز به کار کرده و اکنون ۱۶۸۰ پرونده فعال دارد و بیش از ۲ هزار نفر از خدمات آن بهرهمند میشوند. هدف ما از روز اول این است که با شعار در تکاپو بهتر از آن باشیم که هستیم، روشندلان را توانمند کنیم.
وی ادامه میدهد: تاکنون بیش از ۱۶۰ نوع کلاس تقویتی از پایه تا دانشگاه، زبان خارجی، قرآن، تئاتر و موسیقی برگزار کردهایم. در کارگاه چرمدوزی نیز بیش از ۱۸ نفر آموزش میبینند و تولیداتشان به فروش میرسد، بهطوریکه تاکنون دو مرحله دستمزد به این عزیزان پرداخت کردهایم تا به درآمد پایدار برسند.
پورعلی به همکاری با آموزش فنی و حرفهای اشاره میکند و میافزاید: طی جلسهای با معاونت سیاسی استانداری و کارگروه اشتغال، دورههای تخصصی مهارتهای رایانه برگزار میشود و ۸۴ نفر از توانیابان (که ۷۴ نفر از آنها اعضای بصیر هستند) مدرک رسمی ICDL دریافت میکنند که امتیاز مهمی برای اشتغال و دریافت وامهای خوداشتغالی است. همچنین برای بانوان، دورههای خیاطی، شیرینیپزی، آشپزی و خودآرایی را دایر میکنیم تا استقلال فردی و اجتماعیشان حفظ شود.

از چاپ رایگان خط بریل تا استودیویی برای تمام دانشگاههای ایران
مدیرعامل بصیر در ادامه با اشاره به خدمات توانبخشی و علمی موسسه تصریح میکند: استودیوی صدابرداری بصیر با همکاری کارشناسان صداوسیما تأسیس شده و کتب صوتی دانشگاهی توسط اعضای افتخاری برای دانشجویان سراسر کشور ضبط میشود. علاوه بر آن، با وجود افزایش سرسامآور قیمت کاغذ بریل، دو چاپگر بریل داریم که جزوات و کتب درسی و دانشگاهی را رایگان چاپ میکنند. کارگروههای تخصصی روانشناسی، حقوقی، آیتی، علمی و فرهنگی نیز در موسسه فعال هستند و مشاورههای تحصیلی، ازدواج، خانواده و حتی بهداشتی به اعضا ارائه میدهند و ماهانه برای حل مسائل روز نابینایان تبادلنظر میکنند.
پورعلی با انتقاد از موانع اشتغال میگوید: بصیر در تدوین و تصویب قانون حمایت از حقوق معلولان در سال ۱۳۹۷ نقش پررنگی داشت. بر اساس ماده ۲۷ این قانون، دولت باید به افراد دارای معلولیت شدید فاقد شغل، حداقل دستمزد قانون کار را پرداخت کند، اما متأسفانه هنوز آنطور که باید اجرایی نمیشود. همچنین در آزمونهای استخدامی ویژه معلولان، ارگانها و بهویژه آموزشوپرورش در مرحله گزینش و مصاحبه، با برخوردهای سلیقهای و به بهانه نداشتن بینایی، نخبگان نابینا را رد میکنند و توانمندیهای علمی آنان را نادیده میگیرند. چرا باید زحمات تحصیلی یک عمر این جوانان به خاطر سلیقه یک مصاحبهکننده بسوزد؟
وی به مسئله مناسبسازی شهری میپردازد و میگوید: اولین مشکل ما در شهر و کشور، مناسبسازی است که دو بخش دارد: فیزیکی و اطلاعاتی. در مناسبسازی فیزیکی، شهرداری کفپوشهای حسی کار میگذارد، اما وجود استاپرهای فلزی در پیادهروها رفتوآمد را ناممکن میکند. برای مهار موتور نباید امنیت نابینا و معلول ویلچری را از بین برد. خطوط حسی در نقاط مختلف به دیوار یا جوب آب میرسد. در بیمارستانها و مراکز درمانی هیچ فرد راهنمایی وجود ندارد که یک معلول یا نابینا را هدایت کند. در مترو نیز خطوط زرد لبه ریل مشخص نیست و نبود علائم هشداری بارها خطر سقوط به همراه دارد.
پورعلی درباره مناسبسازی اطلاعاتی تأکید میکند: امروز اکثر خدمات بیمارستانی و بانکی اینترنتی است، اما سایتها و اپلیکیشنها جوری طراحی نمیشوند که صفحهخوانهای نابینایان بتوانند آنها را بخوانند. نرمافزارها باید پیش از تحویل به جامعه دسترسپذیر شوند. از سوی دیگر، با وجود مصوبه قانونی لغو شرط “فرد امین”، بانکها هنوز قانون را دور میزنند و نابینایان را برای انجام کارهای بانکی با خانوادههایشان تحقیر میکنند. همچنین انتظار داریم کارگروههای شهری با حضور کارشناسان خودِ معلولان تشکیل شود تا خودمان برای شهر خودمان تصمیم بگیریم. خیران نیز باید پای کار بیایند تا درآمد پایداری برای موسسه رقم بخورد؛ در شهرهایی مثل کاشان ساختمانهای هزار و ۱۲۰۰ متری به نابینایان اختصاص مییابد، اما ما در تبریز هنوز یک مکان مستقل و دائمی نداریم.
در ادامه نشست، قادر فخررنجبری، رئیس هیئتمدیره موسسه نابینایان بصیر، آماری از جامعه هدف ارائه میدهد و میگوید: در آذربایجان شرقی حدود ۱۱ هزار نفر پرونده اختلالات بینایی در بهزیستی دارند و استان در رتبه پنجم کشور قرار دارد که ۲۶۰۰ نفر از آنان در تبریز ساکن هستند. در جریان زلزله ارسباران (ورزقان) مشخص شد که افراد زیادی حتی پرونده ثبتی هم ندارند و آمار واقعی فراتر از این ارقام است. ۶۰ درصد اعضای ما آقا و ۴۰ درصد خانم هستند. خواسته ما برابرسازی فرصتها و رفع تبعیض است. صداوسیما و دستگاههای متولی باید بودجه مشخصی بگذارند و با ساخت فیلم و برنامههای آموزشی، نحوه برخورد و تعامل با نابینایان در سطح شهر را فرهنگسازی کنند. همچنین نباید به بهانه جوانی جمعیت، غربالگریهای ژنتیکی بارداری محدود و باعث معلولزایی شود؛ باید از تولد نوزاد معلول پیشگیری کرد.
ویزیت و درمان رایگان با حضور ۳۰ پزشک متخصص در موسسه بصیر
فخررنجبری با اشاره به یک رویداد درمانی نیز، میگوید: روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، ۳۰ پزشک متخصص و جراح در موسسه بصیر مستقر میشوند تا اعضای نابینا، کمبینا و خانوادههایشان را رایگان ویزیت و درمان کنند و داروها و اعمال جراحی موردنیاز هم کاملاً رایگان پوشش داده میشود. همچنین آیین اصلی بزرگداشت روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه، از ساعت ۱۵:۳۰ در تالار شمس باغ فتح (باغ گلستان تبریز) برگزار میشود. بخش شاخص این مراسم، اجرای صحنهای گروه بزرگ سازهای کوبهای موسسه است که بیش از ۵۰ تا ۶۰ نوازنده روشندل در آن به هنرنمایی و اجرای قطعات ریتمیک میپردازند.
بلاتکلیفی سقف امید نابینایان؛ ساختمانی که در حریم مترو جا مانده
در ادامه، موضوع بلاتکلیفی تملک ساختمان موسسه در حریم قطار شهری تبریز مطرح میشود. ساختمانی که با پیگیریهای مکرر و حضور شهردار تبریز، نزدیک به ۳.۵ میلیارد تومان با مشارکت مناطق مختلف شهرداری برای بهسازی، کفسازی و احداث استودیوی آن هزینه میشود، اما هنوز سند و مالکیت قطعی ندارد و خطر تخلیه اعضا را نگران میکند. مطالبه جدی بصیر این است که این ملک یا زمینی فرهنگی بهصورت دائمی یا ۹۹ ساله واگذار شود تا با همراهی خیران، مجتمعی ماندگار ساخته شود.
مسئول صندوق قرضالحسنه «مهر بصیر»، نیز در این جلسه به ارائه گزارش مالی میپردازد و بیان میکند: در دو دوره اول، ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان وام قرضالحسنه به اعضا اعطا میشود و در دوره سوم نیز تاکنون بیش از ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان تسهیلات کمبهره پرداخت کردهایم. همچنین صندوق موارد ضروری، وامهای فوری ۱۰ تا ۱۵ میلیونی برای رفع نیازهای اضطراری اعضا در نظر میگیرد. علاوه بر این، با رایزنی موسسه و همراهی چشمپزشکان خیّر، ویزیتها و جراحیهای تخصصی با تخفیفهای ۶۰ تا ۱۰۰ درصدی برای بچهها انجام میشود.

حیدری، مسئول ورزش موسسه و عضو تیم ملی شطرنج، نیز در این جلسه با اشاره به موفقیتهای ورزشی نابینایان، میگوید: ۱۲۰ ورزشکار حرفهای در ۸ رشته مصوب نابینایان و بالغ بر ۴۰۰ ورزشکار همگانی در بصیر فعال هستند. همزمان با روز عصای سفید مسابقات شطرنج و در اول آبان نیز رقابتهای گلبال استانی در سالن نور برگزار میشود.
پدری که با کمبینایی دو نخبه تحویل جامعه داد و خبرنگاری که کلیشهها را شکست
در بخش دیگری از این نشست، جواد پاکیزه، از اعضای باسابقه هیئتامنای بصیر، با مروری بر تجربیات خود، میگوید: من خودم کمبینا هستم و از سال ۱۳۷۳ کارمند اداره برق بودم. آن زمان به دلایلی به پارسآباد رفتیم و وقتی برای حل مشکلی به بهزیستی مراجعه کردم، ناباورانه گفتند اینجا اصلاً نابینا نداریم! خانوادهها به خاطر نگاه سنگین جامعه، بچههای معلولشان را در خانه پنهان میکردند و حتی خجالت میکشیدند آنها را بیرون بیاورند. ما خانه به خانه رفتیم تا این بچهها را پیدا کنیم و فرهنگ پذیرش را جا بیندازیم.

وی که بهعنوان پدری نمونه توانسته با وجود محدودیت بینایی، دو دختر موفق تحویل جامعه دهد، ادامه میدهد: یکی از دخترانم دندانپزشک و دیگری دانشجوی دکترای روانشناسی است. با اینکه شرایط آسانی نداشتیم، اما ثابت کردیم کمبینایی مانع تربیت فرزندان نخبه نیست. دختر دندانپزشکم سالهاست بهطور دورهای و رایگان با تجهیزاتش به موسسه بصیر میآید و بچههای نابینا را ویزیت و درمان میکند؛ دامادم هم که جراح عمومی است، همین پنجشنبه ۳۰ پزشک جهادی را برای جراحی و درمان رایگان اعضا هماهنگ کرده است. اگر به جای ترحم، به توانمندیها تکیه کنیم، همین معلولان منشأ بزرگترین برکات برای جامعه میشوند.
ندیدن دلیلی برای خانهنشینی هنرمند نیست
در بخش دیگری از این نشست، آنیتا سرتیپی، هنرمند، کارگردان تئاتر و فعال رسانهای نابینا، به نمایندگی از هنرمندان روشندل از چالشهای هنر، میگوید: دوستان ما از اشتغال و تردد گفتند، اما چون من سالهاست در عرصه هنر فعالیت میکنم، میخواهم از مظلومیت هنر نابینایان بگویم. نابینایان و کمبینایان به خاطر محدودیت بینایی، حس شنوایی، صدا و استعدادهای بیانی و گویندگی بسیار توانمندی دارند، اما متأسفانه حوزه فرهنگ و هنر برای ما بسیار کملطف و دستخالی است. اگر استودیو و کلاسهای هنری موسسه بصیر نباشد، عملاً هیچ امکاناتی برای بچههای ما در شهر وجود ندارد.

وی که از سال ۱۳۸۶ وارد بازیگری تئاتر شده و سال گذشته نیز بهعنوان یک بانوی کارگردان نابینا اثری را روی صحنه برده است، ادامه میدهد: واقعیت این است که اگر موسسه بصیر از نظر فضا، پلاتوی تمرین و تأمین هزینهها از من حمایت نمیکرد، کارم روی زمین میماند؛ چراکه هنرمند نابینا در مقایسه با سایرین اصلاً دیده نمیشود و امکاناتی به او تعلق نمیگیرد. ما تلاش میکنیم نشان دهیم که زن و مرد نابینا با افراد عادی جامعه برابرند و ظرفیتهای بالایی دارند، اما انتظار داریم مسئولان فرهنگی و دستگاههای متولی این هنر را به رسمیت بشناسند، پلاتو و امکانات در اختیارمان بگذارند و فضا را برای حضور عادی ما در صحنه تئاتر و هنر شهر مهیا کنند.
نخبگان نابینا ترحم نمیخواهند، شایستگیها را ببینید
سپس سید محمد هادی، دانشآموخته جامعهشناسی دانشگاه تبریز و نخبه نابینا نیز در این نشست، میگوید: نابینایان شهروند درجه دو نیستند و ما مدام برای اثبات حق حضورمان میجنگیم. ما با مدارک دانشگاهی معتبر مراجعه میکنیم، اما به محض دیدن نابینایی، به تواناییهایمان پشت پا میزنند. رسانهها باید بازتابدهنده شایستگیها باشند تا نگاه ترحمآمیز جای خود را به پذیرش اجتماعی بدهد.
امیررضا کریمزاده، دانشآموخته تربیتبدنی دانشگاه تهران و دیگر نخبه روشندل، نیز با اشاره به اینکه بصیر با تلاش یکعمره هیئتمدیره به قطب تولید کتب گویای دانشگاهی در کشور تبدیل میشود، میگوید: کتب درسی تا دیپلم با خط بریل خوانده میشوند، اما در مقاطع ارشد و دکتری هیچ کتاب بریلی به دلیل حجم بالای منابع وجود ندارد و اگر استودیوی بصیر نباشد، دانشجو کاملاً از تحصیل بازمیماند. من که از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شدهام و اساتیدم از کمبریج و دانشگاههای لندن آمده بودند، منابع سنگینم را اینجا گویا کردم. بصیر امروز به قطب تولید کتب گویای دانشگاهی در کشور تبدیل شده و دسترنج یک عمر زحمت هیئتمدیره است.
وی با گلایه از خطرات تردد در شهر برای نابینایان، ادامه میدهد: کفپوشهای حسی پیادهروها خیلی وقتها به داربست، دیوار یا جوی آب میرسند. از آن بدتر، تردد موتورسیکلتها در پیادهروها و مسیرهای ویژه بیآرتی است. یک فرد بینا موتور را میبیند و کنار میکشد، اما برای یک نابینا که فقط با گوش و خط ممتد حرکت میکند، ورود موتور به پیادهرو یعنی خطر مستقیم تصادف و مرگ؛ شهری که حتی پیادهروهایش برای قدم زدن یک فرد معلول امن نیست.
براساس این گزارش؛ عصای سفید نماد گوشهنشینی نیست؛ نشانه حق حضور، کار، استقلال و زندگی برابر در دل جامعه است. بچههای بصیر ثابت میکنند توانستن برای آنان یک ادعا نیست؛ حالا نوبت شهر و متولیان آن است که چشم باز کنند و این اراده را بیبهانه ببینند.












نظر شما درباره این مطلب